السيد علي الحسيني الميلاني
97
جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى)
سر نزده و در آخر عمر ظالم شده است ] شأن حضرت ابراهيم عليه السلام بالاتر از آن است كه امامت را براى دسته نخست و چهارم از ذرّيهء خود درخواست كند . پس دو قسم باقى مىماند كه خداوند امامت يكى از آن دو را نفى كرده است . اين نفى مربوط به دستهاى است كه در ابتداى عمر ظالم بوده و در آخر عمر از ظلم دست برداشتهاند . در نتيجه دستهء ديگرى باقى مىماند و آن دستهاى است كه در تمام عمر ظلمى از آنان سر نزده باشد . حاصل آن كه آيهء عهد به روشنى بر عصمت امام از ابتداى عمر تا آخر آن دلالت دارد و خداوند كسى را كه در طول عمر خود حتى براى يك لحظه مرتكب ظلم شده باشد را شايسته امامت ندانسته و به اين مقام نايل نمىكند . آيهء دوم : « أُولو الأَمر » « يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّه وَأَطيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي اْلأَمْرِ مِنْكُمْ » ؛ « 1 » اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، خدا را اطاعت كنيد و پيامبر و صاحبان امر خود را نيز اطاعت كنيد . اين آيه شريفه به آيهء « اولو الامر » معروف و يكى از دليلهاى محكم قرآنى بر لزوم عصمت است . برخى از دليلهاى قرآنى ضمن معرفى شخص معصوم ، معناى عصمت را نيز مشخص مىكند . به عبارت ديگر هم در صدد تعيين كبرا است و هم در صدد تعيين مصداق آن كبرا . برخى ديگر تنها خود عصمت را با قطع نظر از مصداق بيان مىكنند . اگر در ذيل اين آيه رواياتى را كه به معرفى « اولو الامر » پرداختهاند مطرح كنيم ، « 2 »
--> ( 1 ) . سورهء نساء : آيه 59 . ( 2 ) . در ذيل اين آيه از معصوم روايت شده است : « هم اولوالأمر الذين أمر اللَّه بطاعتهم » ؛ اهل بيت عليهم السلاممصداق اولوالأمر هستند [ همانها ] كه خداوند [ مردم را ] به اطاعت از ايشان امر كرده است ؛ ر . ك : تفسير البرهان : 2 / 113 ؛ وسائل الشيعه : 27 / 67 ؛ بحار الانوار : 23 / 293 .